*غزل در غزل عاشورایی : صدای صاعقه *

*غزل در غزل عاشورایی : صدای صاعقه *

به شیرزن دشت کربلا

با دستهای خالی بی نان چه می کنی

با این همه یتیم پریشان چه می کنی

با خیمه های مانده در آغوش شعله ها

در دشت های تشنه بی جان چه می کنی

دریا هنوز تشنه یک جرعه غیرت است

با این لبان تشنه ی سوزان چه می کنی

در زوزه ی مداوم یک سرزمین شغال

با قحطی قبیله ی انسان چه می کنی

باد مخالف است وزیدن گرفته است

بر گیسوان خیل اسیران،چه می کنی

سرها به نیزه اند و بدن ها به روی خاک

تنها درین غروب بیابان چه می کنی

شب می رسد ز راه و تو در شام بی کسی

بی شام و شعله،گوشه ی زندان چه می کنی

ناگه عبور می کنی از مرز اضطراب

داری تو با قبیله ی انسان چه می کنی

می لرزد از صدای تو اندام روزگار

بانو درین کشاکش و بحران چه می کنی

****

اینها مترسکند نترس از کلاه شان

آتش بزن به جامه زشت و سیاه شان

اینها مترسکند توافق نموده اند

در کشتن حسین(ع) تو با اشتباه شان

اینها مترسکند پشیمان نمی شوند

در این جدال عقل و جنون از گناه شان

خورشید را به شانه نی جای داده اند

قومی که نیست غیر جهالت گواه شان

در گیر و دار نام و نشان لانه کرده است

یک آسمان کلاغ به زیر کلاه شان

بانو مگر نمی شنوی بوی ترس را

از خوف تو نشسته به عمق نگاهشان

پوشالی اند و سخت هراسان ز رعد و برق

منگر به تخت سلطنت و تکیه گاه شان

باید صدای صاعقه خطبه های تو

آتش زند به کنگره سرپناه شان

شعر: غلامرضا امام علیزاده(امامی)

 

نگاهی به شعر آزاد((سربست ))ترکی

نگاهی به شعر آزاد((سربست ))ترکی

امروزه شاعران ترک زبان علاوه برقالبهای کلاسیک و سنتی در قالب نو و آزاد نیز شعر می سرایند که اصطلاحا بدان سربست گفته می شود

قالبی که آزاد است از وزن و قافیه محدود که بر قالبهای کلاسیک و کهن چه از لحاظ وزن عروضی و چه از نظر وزن هجایی حاکم است. البته شعر آزاد بر خلاف تصور عده ای،کاملا از وزن و قافیه آزاد نیست بلکه این دو عنصر اساسی شعر به شکل و آهنگ خاصی کاربرد داشته و همانند شعر نو فارسی البته با سابقه ای پیش تر از آن هر کدام نقش خود را در جای بخصوص خویش ایفا می نماید و بلتدی و کوتاهی مصراع ها هیچ تاثیری در نفی وزن و قافیه شعر نداشته و نمی تواند داشته باشد،بلکه این کوتاه و بلندی بستگی به شکل معنایی و مفهومی و آهنگ شعر((پایان بندی مصراع ها))دارد،یعنی آنجا که شاعر سخن را تمام و معنا را کامل شده می یابد به کلام خویش پایان می بخشد

در شعر آزاد ترکی در خوانش مصراعها باید به ریتم و فونم ((آهنگ))مصراعها دقیقا توجه نمود و عمیقا تاثیر وزن را در شکل گیری یک مصراع و هماهنگی آن را با معنا و مفهوم حاکم بر شعر دریافت کرد چرا که ممکن است یک جمله از چندین مصراع کوتاه و بلند تشکیل گردد و تنها با هماهنگی آنهاست که می توان پیامی واحد را به خواننده و شنونده انتقال داد،همچنین آوردن هر حرفی در یک مصرع برای ایجاد زیبایی و یا بهتر نمایی شعر نیست بلکه بکارگیری این تکنیک به خاطر معنا و مضمونی است که شعر و یا شاعر می خواهد آن را برای ما القا نماید و با ریتم و آهنگ حاکم،تاثیر کلام را بیش از پیش افزایش بخشد.

در شعر سربست ترکی جهت قوی کردن آهنگ و ریتم شعر استفاده از قافیه تاثیر بیشتری می تواند داشته باشد،بر همین اساس شاعر با آوردن قافیه های بجا اثر بخشی شعر را ارتقا می دهد،قافیه در شعر سربست ترکی ممکن است بطور پی در پی در چندین مصراع متوالی و گاها میانه چندین مصراع بیاید،در واقع کاربرد قافیه بستگی به نظر و سلیقه شاعر دارد و می تواند بصورت کاملا آزاد در هر کجای کلام بیاید یعنی شاعر در عین حال که مجبور است قواعد و قوانین شعری را رعایت نماید می تواند ضمن پایبندی به اصول فنی شعرآزاد از قافیه به دلخواه خویش استفاده نماید.شعر آزاد(سربست)ترکی برای بیان مفاهیم بلند و آفرینش منظومه های طولانی بسیار مناسب است و دلیل آن همانگونه که ذکر شد آزادی شاعر از قید و بند دست و پا گیر وزن و قافیه کلاسیک و قالبی است.همچنین کوتاهی و بلندی مصراعها ضرب آهنگ محکم و مهمی است که هنگام خوانش بر ذهن شنونده و خواننده فرود می آید و او را وادار به تفکر و تعقل نموده و انقلابی درونی و فکری در مخاطب ایجاد می کند.

در خوانش شعر سربست هر کلامی باید در جای بخصوص و با آهنگ منحصر به خودش خوانده شود.یغنی سخنان مهم و معین با صدای بلند و تن صدایی تند و کوبنده،کلام سئوالی با تعجب و استفهام،تاکیدی ها با تکرار و تاکید،جملات ندایی با حالت ندا و ... بیان شود تا ضمن ایجاد انگیزه و اشتیاق بیشتر و جلب توجه کلی مخاطب به مطلب (شعر) با ترکیب وزن و قافیه و مفهوم ظاهری،مضمون اصلی شعر (پیام شاعر)به جامعه مخاطب جهت ایجاد اندیشه و فکر انتقال داده شود و با بکار گیری مضامین بکر و تازه و ترکیبات نو و روحبخش تفکرات ادبی جدید خالی از قید و بندهای قالبی تکراری و نخ نما شده در عرصه ادبیات ترکی پدیدار گردد و در فراخنای شعر سربست ترکی روح مشتاق و طبع کمال پسند شاعران این مرز و بوم به تعالی و تکامل برسد

شیخ محمد (شعری سربست از پروفسور میر حمید نطقی)


سنین له بیر کتابخانادا گوروشدوک
گوز یاشلاریندا تانیشدیق
و ایکی میزده
بیر گوزه لله سئویشدیک
سنین گوزلرین یومولاندا
من گوزلریمی آچدیم
یئتیم بوراخدیغین دونیانین
آغیر هاواسی ایله
بیتمه یه ن یاسی ایله
بویودوم
گونلریمه گئجه لر حکم ائتدی
موسیم لرعینی خزان حزن ایله
باشلاییب بیتدی
لاکین گئجه لریمی خیالین لا دولدوردون
گوزومده نور
دیزیمده گوج
و اورییمده غرور اولدون
اما گوزله دیین ساهات نیچون چالمادی
نیچون اکدیگین آغاج قول – بوداق سالمادی
یارالار ساغالمادی ؟ ...
و ساغالماز منیم ده قانایان یارام
داغ باشلارینی دومان آلدیقجا
بایاتیلاریم سینه م ده قالدیقجا
منه اویود وئر ای اولو کولگه
گول لری سوووران یئله نه دئییم
سنی ایتیرن ائله نه دئییم ؟

فال (شعری سربست از پروفسور میر حمید نطقی)
 
اوپوشلرینده ساخلانان سیرری
دوداقلاریندان اویره نه جه یم
کیچیک و یوموشاق
قوش بالاسی تک قورخاق الینی
اوووجلاریمدا اوخشایاجاغام
سنین عطرینله
سرخوش گویلرده قاناد چالاراق
دان اولدوزونا یول آچاجاغام ... 

 نوشته:غلامرضا امام علیزاده(امامی)

 

منابع

1-  ادبیات تئوریاسی(تئوری ادبیات)نوشته پروفسور جعفر خندان

2-  نشریه وارلیق به کوشش دکتر محمد جواد هیات

3-                       ادبیات معاصر

4-                       ادبیات در دوران ما اثر دکتر محمد جواد هیات