قصه شاه و گدا
قصه شاه و گدا
باید به زمین دوباره سامان بدهیم
بر مردم درمانده کمی نان بدهیم
در شهر دوباره قصه شاه و گداست
دیرست بیا به قصه پایان بدهیم
***
شرمنده اگر در خودمان گم شده ایم
در رنگ و لعاب این جهان گم شده ایم
بی شک همه از آمدنت بی خبریم
وقتی که میان نام و نان گم شده ایم
***
یک روز تو از حصار شب می گذری
از ظلمت شب مدار شب می گذری
تا فاصله ها را ز میان برداری
بی واهمه از حصار شب می گذاری
شعر : غلامرضا امام علیزاده(امامی)
نام : غلامرضا امام علیزاده (امامی)