لحظه هاي زندگي

چه تلخ می گذرد لحظه های زندگی ام

دلم دوباره گرفته برای زندگی ام

درین جهان سراسر سکوت و ویرانی

میان حنجره مرده صدای زندگی ام

به جستجوی خودم سال هاست می گردم

به جستجوی خودم لابه لای زندگی ام

چو ابرهای سیاه گرفته و غمگین

گرفته از غم دنیا هوای زندگی ام

چهل بهار خزان خورده زندگی کردم

چهل بهار فتادم به پای زندگی ام

هزار  بار کشیدم به نظم و شعر شدم

کم آمد آخر مصراع هجای زندگی ام

سراب بوده از اول هر آنچه می دیدم

سراب بود سراسر نمای زندگی ام

نبود شد همه ی بودنم نمی دانم

چه می شود پس ازین انتهای زندگی ام

قطار می رود و ریل ها عوض شده اند

هنوز دربدرم،من کجای زندگی ام؟

امامی آن طرف روزگارگم شده ام

دلم دوباره گرفته برای زندگی ام

شعر:غلامرضا امام عليزاده(امامي)